آقای میرحسین داد سخن بر آورده اید که رسانه ها و مطبوعات باید از آزادی برخوردار باشند حال که اگر در بطن و واقعیت امر جستجو کنیم در خواهیم یافت که در دولت وقت شما اموری خلاف آزادی مشروع مطبوعاتی به تحقق پیوسته . مثبت مدعای ما سخنان آقای توکلی نماینده ی مجلس شورای اسلامی است ایشان که در دوره ی میر حسین موسوی در بطن امور قرار داشتند نسبت به عملکرد دولت موسوی میگویند:گزارش  اقتصادی سال 1363که دولت موظف است هرسال منتشر کند، با تاخیر منتشر شد. این گزارش طبق قانون برنامه و بودجه باید شهریور سال بعد منتشر می‌شد. این گزارش در سه جلد منتشر شد و ابتدای آن هم مستند قانونی انتشار را ذکر کرده بود. این گزارش خلاصه‌ای داشت که من آن خلاصه را پسندیدم زیرا نقد دولت می‌کرد. البته در برخی جاها ظالمانه بود. من این گزارش را به صورت سلسله مقاله در روزنامه چاپ می‌کردم و آنجا را که ظالمانه تشخیص می‌دادم از نظام و دولت دفاع می‌کردم. انتشار این مقالات بقدری برای دولت تلخ آمد که آقای موسوی در مصاحبه‌ای با خبرنگاران اعتراض کرد که اسناد محرمانه منتشر می‌کنند، در زمان جنگ به دشمن گرا می‌دهند. این درحالی بود که ما فقط گزارش اقتصادی سال را منتشر کردیم گزارشی که محرمانه نبود و طبق قانون باید برای اطلاع عموم منتشر می شد. الان من وقتی یاد آن روزها می افتم و شعارهای اخیر درباره گردش آزاد اطلاعات را می بینم، به خودم می گویم ان شا الله آقای موسوی واقعا از درون متحول شده باشند و این حرفهای قشنگ فقط شعار انتخاباتی نباشد چرا که این شعارها با عملکردشان خیلی سازگار نیست. در سال 62 وقتی برخی از اعضاء دولت یعنی بنده ، آقای عسگراولادی ، آقای پرورش ، آقای ناطق نوری ، آقای ولایتی، آقای مرتضی نبوی و آقای رفیقدوست با رویه‌های دولت سالارانه و سوسیالیستی برخی وزرا مخالفت ‌کردیم و متوجه شدیم که آقای موسوی در عمل از آن رویه‌ها و افکار انحرافی حمایت می‌کنند، بعد از چندین بار بحث و مذاکره ، من و آقای عسگراولادی که از مسوولان اقتصادی کابینه بودیم تصمیم گرفتیم خودمان استعفا دهیم تا تیم اقتصادی کابینه دچار دو دستگی نشود. قرار شد آقایان ناطق و پرورش بمانند و به دولت کمک کنند بعد از اینکه ما 2 نفر استعفایمان را تقدیم کردیم متوجه شدیم آقای موسوی ، آقایان مرتضی نبوی و ناطق نوری را به شکلی ناگهانی و غیرمحترمانه از کابینه اخراج کردند. دلیل اخراج آنها صرفا این بود که آنها به رویه‌ها و تصمیم‌های دولت سالارانه تیم‌ اقتصادی آقای موسوی اعتراض داشتند. در کابینه دوم نیز آقای پرورش و آقای رفیقدوست را معرفی نکردند. این قبیل برخوردهای آقای موسوی با جمله‌ای که از قول ایشان نقل کردید چندان سازگار نیست. ذکر گفته های سید مرتضی نبوی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام  نیز دراین  اثنا خالی از لطف نیست : موسوی در حالی نخست وزیر شد که تقریبا هیچگونه تغییری در کابینه وی نسبت به کابینه شهید باهنر دیده نمی‌شد و در واقع می‌توان گفت که کابینه موسوی ابتکار خودش نبود بلکه همان کابینه کوتاه مدت شهید باهنر و البته آیت الله مهدوی کنی بود.
سید مرتضی نبوی ادامه داد: زمانی که ما در دولت موسوی وزیر حضور داشتیم، به همراه چند نفر از دیگر وزرا با سیاست‌های اقتصادی دولت مخالف بودیم و این اختلافات در زمانی شدت گرفت و در نهایت منجر به این شد که موسوی در دور دوم نخست وزیری خود به جز ولایتی و عسگر اولادی بقیه وزرا را تغییر بدهد.اقای میرحسین شما در بیانات و گفته های خود از اندیشه و راه امام خمینی سخن راندید حال که  بدون اینکه امام را در جریان استعفا خود بگذارید، استعفا دادید  و برای اولین بار استعفای شما را در روزنامه جمهوری اسلامی که منتسب به خود وی بود، دیدیم و حتی چند روز پس از این استعفا، معلوم نبود که موسوی کجاست، لذا امام موسوی را فراخوانده و با لحنی وی را خطاب کردند که باید استعفای خود را پس بگیرید که بقیه ماجرا را می‌توان در صحیفه حضرت امام دید.اقای موسوی شما عملکرد خود را در دوران نخست وزیریتان بازنگری کنید .دور اول نخست وزیری شما آنقدر فجایع به وجود آورد(خطبه های هاشمی رفسنجانی :در دوران میر حسین تورم وضعیت بد اقتصادی فقر و ...) که در دور دوم رئیس جمهوری وقت نمی خواستند که موسوی را به عنوان نخست وزیر به مجلس اعلام کنند رئیس جمهور وقت  از امام درخواست کردند که به ایشان حکم کنند تا موسوی را به عنوان نخست وزیر معرفی کند  تا در این صورت حجت نیز بر او  تمام شود، چرا که رئیس جمهور وقت میگفتند : بنده حجت شرعی برای معرفی میرحسین موسوی به عنوان نخست وزیر ندارم. لذا این موضوع را را با امام (ره) مطرح کردند .از اظهار نظر امام (ره) اطلاع یافتند امام فرموده‌ بودند  به عنوان یک شهروند موافق هستم.  آنچه مسلم است ایشان موافقت خودشان را تنها در قالب یک شهروند بیان کردند اما در قالب رهبر انقلاب موافقت خودشان را در این باب تصریح نکردند .شما از بی قانونی  بودن دولت نهم سخن میگویید در حالی که مرتضی نبوی(عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام) و احمد توکلی(نماینده ی مجلس) را صرفا به این خاطر که لایحه ی بودجه را برخلاف رغبت شما محرمانه به مجلس ندادند و در روزنامه ی رسالت منتشر کردند به دادگاه فراخواندید با در نظر گرفتن این مهم (این اقدام که لایحه بودجه به صورت محرمانه به مجلس ارسال شود) مغایر با قانون بود.اقای میر حسین موسوی شما از تورم 25 در صدی دوات نهم میگویید حال که هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه سال‌های 68، 69 و 70 به ارزیابی و نقد عملکرد شما پرداخته تعجب نکنید انان که امروز داعیه دار بر حق شما شده اند روزی از منتقدان سرسخت و برحق شما بوده اند آری هاشمی خطاب به شما میگوید من یک بار در جلسه‌ای گفتم ما الان پانصد میلیارد تومان طرح نیمه کاره داریم می‌دانید پانصد میلیارد تومان تقریباً 8 برابر بودجه امسال ماست که اینها همه در این برنامه باید تکمیل شود. ماندن اینها خیانت است همانطور که ماندن آنها باعث خسارت شده است. سال به سال گران‌تر می‌شوند تورم مال اینهاست اصل تورم را شما اینجا ببینید که ما اینقدر سرمایه‌گذاری بدون نتیجه کردیم. این تنها بخش ناچیزی است اگر استقراض چمد ملیونی شما را هم از بانک مرکزی به ان اضافه کنیم عمق فاجعه را بهتر میتوان جستجو کرد .اقای میرحسین ان جا که داد سخن گشودید و از لطمات و خسارت های وارده به اقتصاد کشور به دلیل بی برنامگی سخن گفتید به یاد اقتصاد دولت شما فتادیم ان جا که هاشمی رفسنجانی اقتصاد را ملقب به مریض بودن کرد .اقتصاد مریض متعاقبا  و به مراتب تبعاتی چون فقر را به دنبال خواهد داشت .اقای میرحسین از تورم 25 درصدی سخن میگویید و امار فقر میدهید حال که دوست و یار غمخوار شما هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه ی خود در سال 69 از فقر مضاعف در دولت شما سخن گفتند : سهم سرانه ما از تولید در سال 67، 23 هزار ریال بود که در اوج خوبی آن نزدیک به 40 هزار تومان بوده است، یعنی 53 درصد ما داشتیم و هر ایرانی در این دوران 50 درصد فقیر شده بود. فقر واقعی یعنی این و بقیه چیزها را آدم نمی‌فهمد. حالا خانه‌اش، فرشش، غذایش چطوری است، اینها را هر کسی می‌تواند در معیارهای اقتصادی تحمل کند و مسائل خاص خودش را دارد. اما فقر واقعی در اقتصاد کشور یعنی کم شدن تولید سرانه و ما دچار این مصیبت شده بودیم یعنی جامعه ایرانی را وقتی محاسبه کردیم درآمد هر فردش در مجموع تولیدات کشور تقریباً نزدیک 50 درصد کم شده بود که این فقر را خیال می‌کنیم که با فشارها و تقسیم‌ها و سهمیه‌بندی‌ها و امثال اینها بتوانیم جبران کنیم که فقر جبران نمی‌شود. اگر دولت موفق باشد فقر را می‌تواند به صورت صحیح بین افراد تقسیم کند. اگر نظام توزیع درست باشد، هنرش این است که این فقر را تقسیم کند و همه کم بخورند، کم بپوشند که ما این کار را نتوانستیم انجام دهیم. شما در زمان جنگ دیدید که یک عده ماندند و نه در جنگ شرکت کردند و رفتند در بازار سیاه و از این چند نرخی‌ها استفاده کردند و آنها هم این فقر را نسبت به طبقه مستضعف قوی‌تر کردند. بنابراین طبقه مستضعف ما فقر مضاعف داشت.با این وجود  تورم 25 درصد دوات در مقابل نرخ تورم سال 66  که 7/27 درصد بوده و در سال 67،  که 89/28 درصد بوده رقم کلانی نیست اقای میرحسین این ها درد نامه هایی است که با سکوت 20 ساله ی شما در مقابل انحرافات بزرگی مثل روند لیبرال سرمایه‌داری و مفاسد اقتصادی دوران کارگزاران ، ماجرای شهردار تهران، ماجرای شهرام جزایری و پول گرفتن نمایندگان از وی، ماجرای 18 تیر ، تحصن برخی نمایندگان در مجلس علیه قانون اساسی، قتل‌های زنجیره‌ای، خصوصی‌سازی‌های آلوده دهه 70 و نظایر آن قابل دفاع نیست.

 لینک مرتبط:جزییات تازه از حلقه بسته مدیریتی در دولت موسوی و برخورد با تنها روزنامه منتقد


دسته ها : انتخابات
دوشنبه اول 4 1388
X